تنهايم خوبِ من !

و باور كن هنوز دلم به اندازه اين همه تنهايي بزرگ نيست ...

به پيش باز خيالت كه مي‌روم ، پايم گير مي‌كند به ناتواني زانوهايم

و پيچ مي‌خورد روي سفتي موزاييك حيات ...

صبح به صبح ،

چشم‌هايم را با قاب خاليت تيمم مي‌كنم ،

و مي‌روم به اميد فنا شدن يك روز ديگر از عمرم . ..

كي؟ كجا؟ چه وقت خالي از خيال مهربانت شدم

كه رنجيدي و دامن كشيدي از اندوه با من بودن ؟

نگفته‌بودي زودرنجي

نگفتي كه می روی

نگفتي كه اینگونه مي‌روي ...

تو دیگر ،

تنهایم نگذار خوبِ من !

ژوئیه 09 2015, 09:12
ديدگاه براي اين پست غيرفعال شده است

بازنشر توسط

طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.92.170.149