اگر باران ببارد باز می آیم درون کوچه امید
و فانوس نگاهم را برایت می فروزانم ...
و از ترکیب دستانم برایت چتر می سازم
مبادا قطره ای باران بیازارد نگاه مهربانت را
گل، صورتی، نقاشی،
ای دوست سالهاست که تو را می شناسم.
آرام و بی صدا قدم به خانه ی دلم گذاشتی
و میهمان همیشگی دلم شدی
میهمانی که خود صاحبخانه است و من با تمام
وجودم محبتش را احساس میکنم...
و مشتاق دل مهربان و گرمای حضورش هستم .
تویی که با خوبیهایت دنیایی از شادی و آرامش را برایم به ارمغان می آوری.
تویی که با نگاه مهربانت آرامش و امید را به دلم هدیه میکنی
تویی که با واژه های ناب مهربانی الفت دیرینه داری
تویی که لحظه ی پاک نیایشت مرا هم به خاطر داری
و مانند همیشه این منم که برای دل تنها و دریایی ات فقط دعا میکنم .
بدان که به پاکی قلب مهربانت ایمان دارم...

با توام ... با تو ....
مه 14 2018, 23:44 در مشق عشق
دیدگاه
SAMAN7158

1397/02/26 - 01:40 ·
nafas-7

1397/02/28 - 23:25 ·
mamali



دستم به تو نمی رسد،

حتی در شعرهایی

که با دست خودم می نویسم..

پس هم ‏چنان

در ارتفاع دورترین استعاره ‏ها بمان!

مبادا

که دست کسی به تو برسد...

1397/02/30 - 07:08 ·
nafas-7

در صدا کردن نام تو

یک «کجایی؟!» پنهان است

یک «کاش می‌بودی»

یک «کاش باشی»

یک «کاش نمی‌رفتی»

من نام تو را

حذف به قرینه

این همه دلتنگی و پرسش صدا می‌زنم

1397/02/30 - 23:05 ·
mamali

1397/02/31 - 06:58 ·
nafas-7

1397/02/31 - 20:42 ·

بازنشر توسط

طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 23.20.223.212