سکـوتـــــ

من اگر عاشقانه می نویسم ، نه عاشقـم !، نه شکست خورده ... فقط می نویسم.. [درباره]
این مشخصات محافظت شده است
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ
از
خلق
جهان
کناره
می‌گیرد

آن را که تو در کنار می‌آیی ...

مولانا


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/23 - 20:15 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    3 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ

‏آدم‌ها می آیند و می‌روند
و کمی از خودشان را در آدم جا می‌گذارند
و کمی از خودمان را با خودشان میبرند،
پازل‌هایی ناتمام،
با تکه‌های اضافی‌ به درد نخور...



دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/23 - 20:11 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    2 نفر اين را مي پسندند
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ
مستان می‌ عشق
درین بادیه رفتند
من ماندم و
از ماندن من نیز اثر نیست...

"عطار "


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/23 - 20:09 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    3 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ
می گویند تو مرده ای
خودت خبر نداری
می گویم نمی دانم
انقدر می دانم دیگر هیچ احساسی ندارم



دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/23 - 19:52 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    3 نفر اين را مي پسندند
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ


برای هرکدام از ما روزی در سنی و به یک شکل
خاص اتفاق می‌افتد! زندگی دعوتمان
می‌کند به یک‌چالش از آن به‌بعد دیگر نمی‌توانیم
آن آدم سابق باشیم آرامش خیال‌می‌رود
جایش را فشار و ترس و تقلا می‌گیرد، انگار
دستی با بی‌رحمی درون دنیایی ناشناخته، پرت
می‌کند تو را چالش هرکس بر طبق نقطه ضعف
او شکل می‌گیرد و مرحله به مرحله
سخت‌تر می‌شود نبردی است با درون و بیرونت
یک‌روزهایی زخمی و خسته می‌شوی و "شکوه"
می‌کنی، یک روزهایی اشتباه می‌کنی
و 'شکست می‌خوری' برمی‌گردی سر خط و یک
روزهایی هم، غمینت‌های بزرگ و کوچک بدست
میاوری و جشن می‌گیری مدت‌ها بعد
در غروبی ساکت، بر بلندای تپه‌ای می‌ایستی و
و پایین را تماشـا می‌کنی، نقطه‌ای که نبردت از
از آن‌جا شروع شد! مسیری که طی کردی
و به‌این نقطه‌رسیدی با خودت می‌گویی که چه
شیب تندی...! از ظرفیت وجودی‌ات
متحیر می‌شوی و می‌فهمی درست از همان‌روز
که به چالش دعوت شدی، بزرگ شدی..

"پریسا_زابلی‌پور"


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/23 - 19:35 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    4 نفر اين را مي پسندند
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ

دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/22 - 00:18 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    4 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ
برخی لحظه ها هستند ...

که آرزو می کنی ای کاش ...
می توانستی زندگی را در آن ها ،
متوقف کنی ...!

آندره مکین


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/22 - 00:11 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    4 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ
به چشمانم لج کردم
تمام پنجره هارا با اجر پر کردم
تا دیگر دنیای بعد از تو را نبینم ۰۰۰۰


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/22 - 00:04 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    4 نفر اين را مي پسندند
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ
وقتی می روی..........

در دنیا را ببند
که تمام شود..!!!!


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/21 - 23:53 در مادرم
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    4 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
سکـوتـــــ
سکـوتـــــ
این میز به هم ریخته
جنازه ی یک مهمانی ست

من و تو که تنها بودیم
پس این همه ته سیگار بر کف اتاق ها
این چای های سرد
این کاغذهای مچاله
که در تصادف با عقل مرده اند،
از کجا آمده است؟
*
تو
سال ها پیش رفته ای
و جسدهای من
در هر کجای این خانه
هر یک به کاری مشغدل اند

گروس_عبدالملکیان


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/07/21 - 23:48 در سکوت زبان تنهایی ست
      عزیزِ شعرهایم مـــادرم است...

    4 نفر اين را مي پسندند
صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.156.39.245