650.jpg 1224.jpg 1018.jpg 1601.jpg
❤ رضا ❤

مشخصات

موارد دیگر
مو قشنگ
❤ رضا ❤
17 کاربر
553 پست
167 دیدگاه
6884.75 امتياز
0000-00-00 [1399 سال ]
m -
تهران
دارم

مدال ها و افتخارات

نظرسنجی

دوستان نظرتون در مورد پست هام چیه؟ 1- عالی (66.67% - 2 )

2- خوب (33.33% - 1 )

3- معمولی (0% - 0 )

4- بد (0% - 0 )


دنبال شدگان

گروه های من

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "❤ رضا ❤" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
زندگى شوق رسیدن به همان فردایی است که نخواهد آمد!
تو نه در دیروزى،
و نه در فردایى...
ظرف امروز پر از بودن توست،
زندگى را دریاب!

صبح و شبتون خوش و خرم

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست...

من همان دم که وضوساختم ازچشمه عشق
چار تکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست...

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق وازبوی که مست...

کمر کوه کم است از کمر مور این جا
ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست...

به جز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست...

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست...

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی ازوصل تواش نیست بجز باد به دست...
"حافظ"

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
بی قرار است قلم در دل طوفانی ما
می نویسد دو سه خط شرح پریشانی ما...
ریشه از شاخه جدا چند رهی تیشه ما
بند ها خسته از این وسعت زندانی ما...
گرچه گفتی که بپرسیم ازآینده و حال
چه دراز است علی خواب زمستانی ما...
نیمه شب بسکه علی بودو علی بودو علی
خشک شد طاقت آن چاه بیابانی ما...
آنچه گفتی و نگفتی اگر از دیده رود
به خدا بی تو حباب است مسلمانی ما...
باز گو معجزه ای یا سخنی زنده شویم
تا که پرواز کند شهپر انسانی ما...
توکه می دانی و می دانی و می دانی باز
ز سفر می رسد آن یوسف کنعانی ما...
شهر رنگین شده از نم نم باران و دعا
می رسد نوبت گلزار و زر افشانی ما...
غزل از شوق وصالت به توزانو زدو گفت
به کجا می نگرد مصرع پایانی ما...
"محمدعلی رستمی"

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
نمیدانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه
ز دور این نالهٔ ما در دلت دارد اثر یا نه...

یقین داری که دارم از خیالت پیکری باخود
که شب تاصبحدم میگردمش بر گردسر یانه...

بگوشت هیچ میگویدکه اینک میرسد ازپی
چو باد صرصر آن دیوانهٔ صحرا سپر یا نه...

بخاطرمیرسانی هیچگه کان دشت پیما را
به زور انداختم از پا من بیدادگر یا نه...

برای آزمایش بار من بر کوه نه یک دم
ببین خواهد شکستن کوه را صدجا کمر یا نه...

چو جان را نیست در رفتن توقف هیچ می گوئی
که باید بازگشتن بی ‌توقف زین سفر یا نه...

نوشتم نامه و ز گمراهی طالع نمی‌دانم
که خواهد ره به آن مه برد مرغ نامه‌ بر یانه...

بیا و محتشم از بهر من دیوان خود بگشا
ببین بر لشگر غم می‌کنم آخر ظفر یا نه...
"محتشم کاشانی"

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
گرتو پنداری ترالطف خدایی نیست هست
بر سر خوبان عالم پادشایی نیست هست...

ور چنان دانی که جان پاکبازان را ز عشق
با جمال خاک پایت آشنایی نیست هست...

ور گمان آید که گاه دل ربودن در سماع
روی و آوازت هلاک پارسایی نیست هست...

ورتو اندیشی که گاه [!]ر افشاندن زلعل
از لبت گم بودگان را رهنمایی نیست هست...

ورتو پنداری که چون برداری ازرخ زلف را
از تو قندیل فلک را روشنایی نیست هست...

ور چنان دانی ترا روز قیامت از خدای
از پی خون چو من عاشق جزایی نیست هست...

ور تو بسگالی که بااین حسن وخوبی مرترا
خوی بد عهدی و رسم بی وفایی نیست هست...

ور همی دانی که بر خاک سر کویت ز خون
صد هزاران قطره از چشم سنایی نیست هست...
"سنایی"

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
به سه چیزهرگزنمیرسید
1-بستن دهان مردم
2-جبران همه ےشکستها
3-رسیدن به همه آرزوها

سه چیزحتمابه تومیرسد
1-مرگ
2-نتیجه عملت
3-رزق وروزی
میخواهےبه همه چیزبرسی
خدارادرزندگیت بیاور

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
در سکوت شب نقش

رویاهایت

را به تصویر بکش

ایمان ‌داشته باش

به خدایی که نا امید

نمی کند و رحتمش

بی پایان است

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
پر از نیاز شرابیم و لعل تر با توست
ز حسرتم بکشى یا نه این دگر با توست...
به شکر آنکه شدى میر شاهدان چمن
به چشم بلبل خود اذن یک نظر با توست...
کلید میکده حالى تو راست ساقى من
بده که مستى یاران تشنه تر با توست...
من ارنشسته به ظلمات وحشتم چه دریغ
صفاى چشمه فیّاض صد سحر با توست...
ز روشنان فلک چشم یاریَم نبود
چراغ روشن این بیشه خطر با توست...
ز تنگناى قفس چیست شکوه ات با من
شکوه وسعت پرواز بحر و برّ با توست...
به رغْم مدّعیان ساقیا بده جامى
صلاح کار خراباتیان اگر با توست...
خیال ساغر جم باد زایر سر ما
که مرهم دل عشّاق خونْ جگر با توست...
به هر دیار زغم سر به بوى گمشده ای
علاج درد من اى عشق این سفر با توست...
اى دل ملامتت به خموشى نمی کنم
اى دل چنین که طوطى من حسرت شکَر با توست...

در انتظار تو مائیم چشم خیره به راه
بیا که صبح اهورایى ظفر با توست...
"بهمن صالحى"

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
هر وقت به لنز دوربین خیره میشوی، یادت نرود لبخند بزنی. سالها بعد که میان خستگی های روزمره ات یک روز عصر خودت را به یک استکان چای خوش عطر دعوت کردی و شروع کردی به ورق زدن عکس ها، به خاطرت نمی آید لبخندت واقعی بود یا صرفا خواسته بودی عکس بهترشود.
همین لبخند بلاتکلیف شاید بتواند چایی آن روز عصرت را بدون قند شیرین کند و به خودت بگویی بفرمایید چایی قند پهلو با لبخند!

❤ رضا ❤
❤ رضا ❤
زنــدگي زیباست
زشتي هاي آن تقصیرماســت
در مسیرش هرچه نازیباســت
آن تــدبير ماست
زنــدگي آب رواني ست
روان ميگذرد
آنـچه تقدير من و توست
همان ميگذرد ????

صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 18.232.188.251