1545117861506106_large[1].jpg 1545118167813410_large[1].jpg 1545153761275791_large[1].jpg 1545155203455295_large[1].jpg
ایرج

بي شمارند آنهايي که نامشان آدم است ادعايشان آدميت کلامشان انسانيت .. [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
آروم و عادي
ایرج
229 کاربر
9601 پست
490 دیدگاه
26999.75 امتياز
از بهترین ها
1360-09-28 [37 سال ]
m - مجرد
اسلام
تهران
فوق لیسانس
رفته ام

مدال ها و افتخارات

دنبال شدگان

گروه های من

(9 )

برچسب های شخصی

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "ایرج" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

ایرج
ایرج

صدایت زدم
با لبخند گفتی
من هم دوستت دارم!
و کاش بدانی
پرواز در اتاق کوچکی که
تو در هوایش
نفس کشیده ای
چقدر رویایی ست!
مثل غسل
تعمید در چشمهایت ...!


ایرج
ایرج

نزدیکت می شوم بویِ دریا می‌‌آید
دور که می شوم صدایِ باران !
بگو تکلیف‌ام با چشم‌هایت چیست ؟؟
لنگر بیاندازم عاشقی کنم
یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟!


ایرج
ایرج
صبح امروز کسی گفت به من:
تو چقدر تنهایی...
گفتمش در پاسخ:
تو چقدر حساسی...
تن من گر تنهاست
دل من با دلهاست...
1545117861506106_large[1].jpg

ایرج
ایرج
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ؟
ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺯخمم ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻋﻤﯿﻖ ﺷﺪﻩ
ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﮐﺎﺷﺖ؟
ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻏﻤگینم
ﻭ ﻣﺮﮒ ﮐﺎﺭﯼ نمیﮐﻨﺪ...؟
1545118167813410_large[1].jpg

ایرج
ایرج
زندگی گر هزار باره بوَد

بارِ دیگر تو

بارِ دیگر تو

1545153761275791_large[1].jpg

ایرج
ایرج
تو را برای دوست داشتن
دوست می‌دارم ..
تو را به خاطر بو‌یِ
لاله ها‌ی وحشی
به خاطر گونه‌ی
زرين آفتاب گردان
برای بنفشیِ بنفشه ها
دوست می‌دارم ..
تو را به خاطر دوست داشتن
دوست می‌دارم ...

ایرج
ایرج
"خاطراتت"
پاییز را هم
به انتهای خویش
رسانده است...
بعد این "تو" را
در کدامین برگ ریزان
نفس کشم به عشق....
1545155203455295_large[1].jpg

ایرج
ایرج

بچه که بودم
"پاییز"
با روپوش سرمه‌ای از راه می‌رسید.
بزرگتر که شدم،
پسر همسایه بود
سربازی که اسمم را
توی کلاهش نوشته بود
مادرش می‌گفت:
گروهبان جریمه‌اش کرده که هفت شب کشیک بدهد.

آن وقتها دوستت دارم را
نمی‌گفتند
کشیک می‌دادند....


ایرج
ایرج

سرکِشَم جام پیاپی ،جامه اَز تن بِدَرَم
انتقامی زِ رقیبانِ زبون می گیرم

هر زمان دست کشم گیسوی اَفشانش را
عزّتی از سَر زُلفش منِ دون می گیرم


ایرج
ایرج

و چمعه حرفی ندارد برای زدن
گریه میکند غزلی
در پیاده روی دفترم
که تا چندی دیگر
غریب خواهد ماند
غریب خواهد گریست تا ابد

چرا که متولد شده
در جمعه ای که
تمام نگاهش غم است و غم

همیشه جمعه حرفی نداشته برای زدن !


اشتراک دهندگان :
صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.205.211.87