Screenshot_20181017-222113.png 366104413-faranaz-com.jpg 1430073005631786.jpg 1433456107532878_large.jpg
Behnam

مشخصات

موارد دیگر
آروم و عادي
Behnam
31 کاربر
459 پست
1114 دیدگاه
154.25 امتياز
1368-10-07 [29 سال ]
m - مجرد
تهران

مدال ها و افتخارات

دنبال شدگان

گروه های من

(9 )

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "Behnam" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

Behnam
Behnam

@mansourjavid


در اینجا فقط منطق حاکم است منطق ما این است که مجازی نیستیم ، ما حقیقتی هستیم انکارناپذیر چون روح داریم و تاثیرگذاریم ، تاثیرگذار بر روی قلب یکدیگر


Behnam
Behnam

مدتیست که دیگر شب
شب نیست !
همان ادامه روز است …
کمی تاریکتر !
ساکت تر !
و بی نهایت غمگین تر


اشتراک دهندگان :
Behnam
Behnam

بوی سیگار شدیدی آمد…
با خودم میگویم، نکند باز پدر غمگین است
نکند باز دلش…
پله هارا دو به یک طی کردم تا رسیدم بر بام!
پدرم را دیدم،
زیر آوار غرورش مدفون
زیر لب زمزمه داشت


اشتراک دهندگان :
Behnam
Behnam

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند
میم مثل مرد


اشتراک دهندگان :
Behnam
Behnam

چِ قَدر مینوشتَم ،راجِع بِ کسی کِ بآیَد بآشد و نیست
و فِکر میکُنَم

هَنوز هَم نیست ...


اشتراک دهندگان :
Behnam
Behnam

تـنـهـآیـی
شـآخ و دُم نَـدآرد
وَقـتـی دُنـیـآیـت مَجـآزی شـُد
و حـتـی دنیـآی مَـجـآزیـت هَـم پُـر اَز هیـاهوی تـو خـآلی بـود
تـنـهـایـی ...
وَ چـِقـَدر وسـعَـت ایـن تَـنـهـایـی رآ حِِس میکـنی...
آی_تـنـهـای_تَـنـهـآ


اشتراک دهندگان :
Behnam
Behnam

مَنم یِک عآلَم حَرف ، کِ مینویسَمُ نمیفَهمند ...


اشتراک دهندگان :
Behnam
Behnam

برگی گفت: وابسته به خدا شوید
گفتم: چه جوری؟
گفت: چه جوری وابسته به یه نفر میشی؟
گفتم: وقتی زیاد باهاش حرف میزنم زیاد میرم و میام
گفت: آفرین
زیاد با خدا حرف بزن زیاد با خدا رفت و آمد کن..

1443017106186799_large.jpg

اشتراک دهندگان :
Behnam
Behnam

خیلـی وَقتـا ، سـَر خیلـی اتفـآقـا
فـقَـط میتونـی بگـی

بیخیــآل


اشتراک دهندگان :
Behnam
Behnam

اتوبوس با سر و صدای زیادی در حرکت بود ...
یکی از مسافران پیرمردی بود که دسته گل سرخِ بسیار زیبایی در دست داشت،
نزدیک او دختر جوانی نشسته بود که مرتب به گل های زیبای پیرمرد نگاه می کرد!
به نظر می رسید از آنها خیلی خوشش آمده ...
ساعتی بعد اتوبوس توقف کرد و پیرمرد باید پیاده می شد ...
پیرمرد بدون مقدمه چینی دسته گل را به دختر جوان داد و گفت:
مثل اینکه شما گل رُز دوست دارید؟ فکر می کنم همسرم هم موافق باشد که گل ها را به
شما بدهم؛ به او خواهم گفت که این کار را کردم.
دختر جوان از دریافت گل ها بسیار خوشحال شد و تشکر کرد .
پیرمرد پیاده شد و اتوبوس دوباره به راه افتاد ...
دختر بیرون را که نگاه می کرد ؛ پیرمرد را دید که به سمت قبرستان کنار جاده می رود ...

*
*

گاهی بهترین و زیباترین چیزهای دنیا قابل دیدن و لمس كردن نیست و فقط باید از درون احساسشان کرد

alone12.matalebeziba.ir.jpg

اشتراک دهندگان :
صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.198.212.30