Spring Love

شاد ، گاهی خشم اژدها ، مغرور ، عاشق دوستام، کوه هم نمتونه جلو اعتق.. [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
خوشحال
Spring Love
27 کاربر
112 پست
225 دیدگاه
1235.75 امتياز
1394-04-06 [3 سال ]
f - مجرد
اسلام
Huawei

مدال ها و افتخارات

دنبال شدگان

گروه های من

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "Spring Love" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

Spring Love
Spring Love

دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1396/12/15 - 09:37
      بهاری دلتنگ

    6 نفر اين را مي پسندند
Spring Love
Spring Love
يادم باشه يادت بدم ياد بگيري يادت نره که ياد توهميشه در ياد منه

5 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1396/10/12 - 12:04
      بهاری دلتنگ

    2 نفر اين را مي پسندند
Spring Love
Spring Love

نمیفهمن نباید تو امتحانا تلگرام رو فیلتر کنن؟؟ الان من جزوه فیزیکم ناقصه کی پاسخگوئه؟؟؟


7 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1396/10/11 - 10:54
      بهاری دلتنگ

    3 نفر اين را مي پسندند
Spring Love
Spring Love
هر از گاهی
به سراغ پیام های گذشته تان
با آدم هایی که بودند و به هر دلیلی رهایتان کردند بروید
تا بدانید
زمین پر شده از
آدم های آلزایمری که
قول هایشان را
یک روزه فراموش میکنند ...


Spring Love
Spring Love
حال غریبی دارم که نمیدانم چیست
در این طوفانی که درونم ب پاست راه راست را گم کرده ام
به دنبال گم شده ای میگردم
شاید یک راه،یک ندا
و شاید یک ذهن ارام
نمیدانم چیست ولی بدجور قسمت گمشده های ذهنم را به تکاپو وا داشته
خسته ام.


Spring Love
Spring Love

حوصلم سر رفته کمی راهنمایی نیاز مندم


30 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1396/09/25 - 13:07
      بهاری دلتنگ

    5 نفر اين را مي پسندند
Spring Love
Spring Love

نمیدونم چندبار نوشتم و پاک کردم و اخرش شد این

خیلی سخته که حرف داشته باشیو نتونی بزنی
سخته ارزویی کنی که میدونی غلطه
سخته ادمایی تو زندیگت باشن که بودنشون غلطه محظه و بیرون کردنشو سخت تر و گاهی محال

و سختی تر از همه اینجاست که تو یک نویسنده باشی اونوقت بخاطر کوچیک ترین مسائل پناه میبری به قلمت. قلمم تنها چیزیه که همه حالات منو میدونه.غم،خشونت،ناراحتی ...
حالا میفهمم چرا دفتر خاطرات بچگیم کلید و قفل داشته. خاطرات همیشه باید قفل بمونن.

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love

https://t.me/joinchat/DHKSI0VOYFOXe[!]

لينك گروه پارسه تو تلگرام
اونقده خوش ميگذره جاتون خالي خخخ
بياين ببينم چندنفر اضافه ميشن
(لينكو كپي كنين)

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love
کنار خيابون ايستاده بود
تنها ، بدون چتر ،
اشاره کرد مستقيم ...
جلوي پاش ترمز کردم ،
در عقب رو باز کرد و نشست ،
آدماي تنها بهترين مسافرن براي يک راننده تنها ،
- ممنون
- خواهش مي کنم ...
حواسم به برف پاک کناي ماشين بود که يکي در ميون کار مي کردن و قطره هاي بارون که درشت و محکم خودشون مي کوبوندن به شيشه ماشين ،
يک لحظه کوتاه کافي بود که همه چيز منو به هم بريزه ،
و اون لحظه ، لحظه اي بود که چشم هاي من صورتش رو توي آينه ماشين تماشا کرد ،
نفسم حبس شد ، پام ناخودآگاه چسبيد روي ترمز ،
- چيزي شده ؟
چشمامو از نگاهش دزديدم ،
- نه .. ببخشيد ،
خودش بود ، شک نکردم ، خودش بود
بعد از ده سال ، بعد از ده سال .... خودش بود .
با همون چشم هاي درشت آهويي ، با همون دهن کوچيک و لبهاي متعجب ،
با همون دندوناي سفيد و درشت که موقع خنديدنش مي درخشيد و چشمک مي زد ،
خودش بود .
نبضم تند شده بود ، عرق سردي نشست روي تنم ، ديگه حواسم به هيچ چي نبود ،
مي ترسيدم دوباره نگاهش کنم ، مي ترسيدم از تلاقي نگاهم با نگاهش بعد از ده سال نديدن هم ،
دستام و پاهام ديگه به حال خودشون نبودن ،
برف پاک کنا اصلا کار نمي کردن ، بارون بود و بارون ،
پرسيد :
- مسيرتون کجاست ؟
گلوم خشک شده بود ،
سعي کردم چيزي بگم اما نمي شد ، با دست اشاره کردم .. مستقيم .
گفت : من ميرم خيابون بهار ، مسيرتون مي خوره ؟
به آينه نگاه نکردم ، سرمو تکون دادم ،
صداي خودش بود ، صداي قشنگ خودش بود ،
قطره اشکم چکيد ، چکيد و چکيد ، گرم بود ، داغ بود ، حکايت از يک داستان پرغصه داشت ،
به چشمام جراءت دادم ،
از پشت پرده اشک دوباره ديدمش ، داشت خيابونو نگاه ميکرد ،
دهن کوچولوش مثل اون موقع ها نيمه باز بود ، به تعبير من ، با حالت متعجبانه ،
چشماش مثل چشم بچه ها پر از سئوال ،
سرعت ماشينو کم کردم ، بغض بد جور توي گلوم مي تپيد ،
روسر

Spring Love
Spring Love

آن کس که دوستت دارد
باید همه آنچه که هستی را
از لا به لای حرف های نگفته ات
از عمق نگاه ساده ات
از حس دست های مهربانت
بفهمد

Spring Love
Spring Love


ببخش مرا که برای نگاهت کافی نبوده ام
ببخش اگر دستانم برای نگاه داشتنت کوچک بود
ببخش مرا اگر در قلبم جا شدی
و دیگر برای هیچ جا نبود
اکنون که مرده ام مرا ببخش
اکنون که عاشقم مرا ببخش
ببخش مرا بخاطر تمام لبخندهایت که عاشقم کرد
و به خاظرتمام اشکهایم که گرفتارت کرد
ببخش اگر آنقدر با تو هم درد شدم تا دردهایت زیاد شد
اکنون که دیگر نیستم مرا ببخش
اکنون که از یاد برده ای با تو زیسته ام مرا ببخش
مرا ببخش اکر نامت را زیاد می خواندم
و یا اگر زیاد در پیش تو میماندم
آنقدر که حوصله ات را سر میبردم
اکنون که نمی خندم مرا ببخش
اکنون که دیگر هیچگاه اشکی ندارم مرا ببخش
ببخش اگر نترسیدم خدا هم فراموش کند مراقبت باشد و نگفتم خدا نگهدارت
مرا بخاطر تملم ناگفته هایم ببخش
اگر نگفتم تا قیامت به امید دیدارت
اکنون که من به قیامت دل بسته ام.

تقدیم به کسی که از امروز شد داداشم.

تقدیم به کسی که احساسمو بهش کشتم.

خوش اومدی داداش.


35 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1394/06/17 - 14:06
      بهاری دلتنگ

    5 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
صفحات: 2 3 4 5 6
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.227.31.145