Spring Love

شاد ، گاهی خشم اژدها ، مغرور ، عاشق دوستام، کوه هم نمتونه جلو اعتق.. [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
خوشحال
Spring Love
48 کاربر
159 پست
874 دیدگاه
1422.25 امتياز
1394-04-06 [5 سال ]
f - مجرد
اسلام
Xiaomi

مدال ها و افتخارات

دنبال شدگان

گروه های من

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "Spring Love" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

Spring Love
Spring Love

Spring Love
Spring Love
فراموش کردن کسی که دوسش داری مثل حل شدن قندی میمونه که تو چایی انداختی
درسته که اون قند حل میشه و دیده نمیشه ولی برای همیشه مزه‌ی اون چایی رو عوض کرده...????


اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love
‏کاش روی پیشونی آدمایی که دارن زیر بار غصه‌هاشون له می‌شن یه چیزی نوشته بود تا بقیه کمی مراعاتشون رو می‌کردن.


اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love

یادمه مادرم به من گفت

شخصی که برات ارزش قائل باشه
هرگز خودش را درموقعیتی قرار نمیده که تو رو از دست بده

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love
"میلیارد ها سال از عمر هیچ گذشته
و هیچ ، هیچ مانده
با این حساب ما هم سالها از عمرمون بگذره
ما هم ما می مانیم بدون هیچ تغییری ... "
در انتظار عزیزترینم ماندم و انگاری عزیزترینم سرش جای دیگری مشغول بود...
من ماهر در بی طاقتی و کم صبری و عزیزترینم ماهر درانتظار گذاشتن...

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love

بدترین حسی که به یه نفر میشه داد اینه که

کاری کنی حس کافی نبودن کنه
تو راحت رد میشی میری ولی اون تا آخر عمر
از خودش میپرسه
مگه من چی کم داشتم؟

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love

امسال شخصا سال بدی بود برام

درواقع الان که بهش فکر میکنم میگم وای خدا چقدر اتفاقای بد افتاد برام
اتفاقای خوشحال کننده امسالم در حد روز بود ولی بعضی بد هاش درحد چندسال هم هستن
اما با این حال من هنوز خوشحالم چون لایق تجربه اون شادی های گذشته رو داشتم چون فرصتشون رو داشتم
ادمهای زیادی رفتن. یکی رو برای همیشه از دست دادم و دردش تا ابد همراهمه چون دست من از دنیای اون کوتاهه
و بعضی ها هم رهگذرهایی...
سال جدیدو مهر میزنم به نام موفقیت و ب امضای صبوری
سال نو همگی مبارک دوستان.
درسایه امام زمان باشین همگی

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love
من عاشقت شدم میدانی از کی؟
از وقتی دستاتو دیدم که این چنین مردانه فرمان را در دست گرفته بودی
مسخره است نه؟اما من عاشق شدم
دلم ضعف میرود برای زنجیر دور دستت که هر لحظه سر میخورد و خنکایش دستت را نوازش میکند
من به همان نوازش هم حسودی میکنم

تو سهم من نیستی و ای کاش میتوانستم بگویم دستانت سهم من است اما سهم من از تو فقط عکس هایی است که به بهانه های مختلف تورا شکار میکند
هیچکس مثل من اینگونه بند بند انگشتانت را حفظ نیست
من تورا بهتر از خودت بلدم
حسرت و نرسیدن ادم را به زیبایی های کوچک قانع میکند
میگویم کوچک چون وصف چشمانت از من بر نمیاید
تا میبینمش هرم گرما کلمات را میسوزاند



یکی از دوست داشتنی ترین عاشقانه هایی که نوشتم

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love

کاش آدما گاهی برگردن حرفاشونو دوباره بخونن

شاید اعتراض هاشون شامل حال خودشونم بشه
گاهی حرفاتونو از روبه رو نگاه کنین . شاید شما هم شامل اون اعتراض ها باشین

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love

-میشه ببینمت؟

+برای چی؟
- برای دلم!

اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love
????????????_______________________________

اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی [!]ه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟
اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
[!]ه میگه اما یه شرط دارم.
اختاپوس میگه: چی؟

[!]ه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

[!]ه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
اما هر وقت که [!]ه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.
تا اینکه یک شب، دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و [!]ه بهش گفت من گرسنه ام.

اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
[!]ه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
بعد از اینکه [!]ه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
[!]ه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.
.
ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
[!]ه هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
از خودمون تکه هایی رو قطع میکنیم و درد میکشیم،
فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره.
دردناکه...
اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم.
حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد.
اما برای اینکه [!]ه باهامون دوست بمونه.
از خودمون می کنیم و. میدیم بهش. تا اینکه نذاره بره. . . ؛
اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
احتمالا [!]ه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم...!

اشتراک دهندگان :
صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 34.204.202.44