smoking-3.jpg 1436442771262893_orig.png 1436442771262893_orig.png 1436442771262893_orig.png
ѕαмαη

من یک مردادیم...مردادماه...میدانی رفیق نه زیبایم نه مهربان فراری از د.. [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
آروم و عادي
ѕαмαη
558 کاربر
16194 پست
16138 دیدگاه
210419.75 امتياز
The God Of Site
1396-05-08 [1 سال ]
m - مجرد
تهران
لیسانس
مهندس مخابرات
وزن: 75 - قد: 185
رفته ام
نمی کشم
Samsung j7
►► ♫ ◄◄ "سکوت " "دریا" "آلمان"

مدال ها و افتخارات

دنبال شدگان

گروه های من

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "ѕαмαη" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

ѕαмαη
ѕαмαη
همزمان
در دو مکان زندگی می‌کنم !
اینجا که منم ،
وآنجا که تویی !


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1 ساعت و 26 دقیقه قبل در ســـیاه مشــق عــشق
      ✖❌✖ بر آنم که هم قافیه بودن “مرد” با “درد” اتفاقی نیست....

    2 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ѕαмαη
ѕαмαη
هیچوقت
برای فهمیده شدن
فریاد نزنید،

آنکه شما را بفهمد
صدای سکوتتان را
بهتر می شنود...

دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/01/27 - 14:47 در ســـیاه مشــق عــشق
      ✖❌✖ بر آنم که هم قافیه بودن “مرد” با “درد” اتفاقی نیست....

    8 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
sa-ri-na
sa-ri-na
میگویند وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری‌ های تهران و اطراف پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند.
هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند خواهر مظفّرالدین شاه و مادرمرحوم دکتر امینی رسید به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازاریان پول قرض کنی؟
من حاضرم در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد .
یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود.
به این ترتیب هرکس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد، روزی رضا شاه با اتوموبیلش از خیابانی میگذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است، ناراحت شد و دستور داد صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است، آن مرد را نزد رضا شاه آوردند.
شاه پرسید : پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته‌ای؟
مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم امروز روز قتل (شهادت) حضرت مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست دراین روز عرق بفروشم رضاشاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است.
آن وقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد گفت:
در این مملکت یک زن واقعی داریم آن هم ((خانم فخرالدوله)) است و یک مسلمان واقعی داریم آن هم ((عرق‌فروش‌ارمنی)) است !!

کمی بعد پروین اعتصامی در وصف این ماجرا این چنین سرود :
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیچ‌ میدانی‌ مسلمانی‌ به چیست؟
صدقُ بی‌آزاری و خدمت به‌ خلق
هم عبادت، هم کلید زندگی‌ ست
گفت: زین معیار اندر شهر ِ ما
یک‌ مسلمان‌ هست‌ آن‌ هم‌ ارمنیست !!


3 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/01/25 - 21:07 در ســـیاه مشــق عــشق
      ب هیچ چیز فکر نکن! فقط همون کاری رو بکن ک میتونه خوشحالت کنه

    7 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
Spring Love
Spring Love
خوشحاااالم
خيلييي زياد و اين خوشي رو براي همه ارزو ميكنم
عيدتون هم مبارك باشه

اشتراک دهندگان :
parisa
parisa
مه شب مرغ دلم بر سر دیوار تو بود
میپرد از قفس و عاشق دیدار تو بود
خبرت هست که از خوبی خود بی خبری
به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری.....


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/01/24 - 05:45 در مشق عشق
      دستـ روی دلمـ نگذآر … همیــــن کهـ پـا گذاشتیـ کـافیستــــ...

    8 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
parisa
parisa
چشمی بگشا بشکن شب را
تا با تو بگذرم از این همه غوغا

پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا.....

دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1397/01/24 - 05:53 در ســـیاه مشــق عــشق
      دستـ روی دلمـ نگذآر … همیــــن کهـ پـا گذاشتیـ کـافیستــــ...

    8 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ѕαмαη
ѕαмαη
ﺁﺩﻡ ﻫــــﺎ ﺩﺭ ﻫــــﺮ ﺑـــﻮﺳـــﻪ
ﺗـﮑــﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻋـﺸـﻘــﺸـﺎﻥ ﺭﺍ
ﺗـﮑـﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧـﻔـﺴـﺸــﺎﻥ ﺭﺍ ﺟــﺎ ﻣـــﯽ ﮔـــﺬﺍﺭﻧـــﺪ
ﻫـﻤـﯿــﻦ ﺍﺳﺖ ﮐـــﻪ
ﮔــــﺎﻫــــﯽ
ﺩﻟــﺘـﻨــﮕــﯽ ﻧـﻔــﺲ ﺁﺩﻣــــﯽ ﺭﺍ ﻣـــﯽ ﮔــﯿـــﺮﺩ .


3 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1394/07/2 - 14:08 در ســـیاه مشــق عــشق
      ✖❌✖ بر آنم که هم قافیه بودن “مرد” با “درد” اتفاقی نیست....

    5 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ѕαмαη
ѕαмαη
یک بطری ودکا و یک پاکت سیگار...
دوستانم را به سختی میشناسم...
آن یکی مثل دود سیگار کج و کول راه می رود...
یکی دیگر مثل نیمه خالی شیشه ودکا...
گیج و کول است و لبریز از شکست زودرس...
اون یکی که هیچ سهمی از زندگی نبرد...
نه زنی حتی برای یکبار هم آغوشی...
این یکی هم کم کم از زندگی یائسه می شود حال آنکه هنوز باکره است...
همه دوستان می ترسند که به بهشت نروند...
خدایا من و تو چقدر تنهاییم در بهشت...
با سیگار و ودکا...


4 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1394/07/2 - 14:09 در ســـیاه مشــق عــشق
      ✖❌✖ بر آنم که هم قافیه بودن “مرد” با “درد” اتفاقی نیست....

    6 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ѕαмαη
ѕαмαη
حــــــــــس پرنده ای را دارم
که ازقفس آزاد شده
ولی پــــــــــــــــــــــــــــــرواز رو یادش رفته.......


13 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1394/07/2 - 21:25 در ســـیاه مشــق عــشق
      ✖❌✖ بر آنم که هم قافیه بودن “مرد” با “درد” اتفاقی نیست....

    4 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ѕαмαη
ѕαмαη
" آدَم "

فَقَط جآهآیی اَز غُصه هآش ُ وآسه بَقیه تَعریف میکُنه ؛

کِه :

[ کَمتَر آزآرِش میده]

غَم ِ بُزُرگ مآل ِ خود ِ آدَمـ ه ...

دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1394/07/5 - 18:03 در ســـیاه مشــق عــشق
      ✖❌✖ بر آنم که هم قافیه بودن “مرد” با “درد” اتفاقی نیست....

    3 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 23.20.245.192