@SAMAN@

مشخصات

موارد دیگر
آروم و عادي
@SAMAN@
55 کاربر
1114 پست
1060 دیدگاه
912.25 امتياز
معمولی
1368-09-21 [29 سال ]
m - مجرد
اسلام
گلستان
لیسانس
خصوصیه نمیشه گفت
وزن: 59 - قد: 165
رفته ام
نمی کشم
Samsung Galaxy S3 Neo I9300I
خر صندوق دار 2015 ( دو گانه سوز )
کوهنوری ، رزمی ، شنا ، موسیقی و ...

مدال ها و افتخارات

دنبال شدگان

گروه های من

(6 )

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "@SAMAN@" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

@SAMAN@
@SAMAN@
✔ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﺯﻥ "ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻩ " ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ✔... ✔ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﺩﺧﺘﺮ " ﺗﻮﺟﻪ" ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ✔... ✔ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ "ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ" ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﯽ ﻧﻪ "ﭼﻨﺪ ﺩﺧﺘﺮ ✔..." ✔ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﺯﻥ " ﺣﺴﺎﺱ" ﺍﺳﺖ؛ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ ✔... ✔ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ✔... ✔ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻭ ﻫﻤﺪﻟﯽ ﯾﮏ ""ﺟﻨﺲ ﻣﺨــــــﺎﻟﻔﺖ "" ﺣﺴﺎﺏ ﮐﻨﯽ ... ✔

@SAMAN@
@SAMAN@
آموزگار از شاگرد خود پرسید:
آیا می دانی چرا می گویند "زبان مادری" و نمی گویند "زبان پدری"؟
شاگرد گفت:
چون دائم مادر در خانه حرف می زند و مجالی نمی دهد که پدرم حتی یک کلمه صحبت کند!


@SAMAN@
@SAMAN@
دو توصیه: ۱- هیچوقت به انتخابهاى همسرتان نخندید؛ شما یکى از آنها هستید! ۲- هیچوقت به انتخابهاى خودتان افتخار نکنید؛همسرتان یکى از آنهاست!

@SAMAN@
@SAMAN@
گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروزبود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم . گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود . گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟ گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسید. گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی. گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟ گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم. گفتم: مهربانترین، دوست دارمت گفت: عزیزتر از هر چه هست من هم دوست دارمت . . .

اشتراک دهندگان :
@SAMAN@
@SAMAN@
منطق ایرانی دوحالت داره:.........یا حق با منه ،یا تو نمی فهمی که حق با منه!

@SAMAN@
@SAMAN@
باداداشم دعوام شد بهم فحش داد مامانم بهش گفت خیلی بی تربیت شدی منم خواستم خودمو لوس کنم در تأیید حرفش گفتم آره معلوم نیست کدوم خری تربیتش کرده الان تو بیمارستان داریم پای مامانمو ازتو حلقم درمیاریم


@SAMAN@
@SAMAN@
ﺗﻮ ﻣﺤﻠﻤﻮﻥ ﭘﻮﺭﺷﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﻋﻘﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ :خط ﺧﻄﯿﺶ ﮐﻦ! ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ :خاک برمخت.ﮐﻮﺩﮎ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﺍﻟﺤﺴﻮﺩ، ﻻﯾﺴﻮﺩ،لامرض!هیچى دیگه ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺩﺭﮔﯿﺮﺑﻮﺩﻥ که یهوﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﯾﻪ ﻟﮕﺪﺑﻬﺶ ﺯﺩﺻﺪﺍﺵ ﺩﺭﺍﻭﻣد همه با هم فرارکردیم


@SAMAN@
@SAMAN@

اومدم خونه

میبینم یه سری کاغذ چسبیده به دیوار روش نوشته +18 ،

همینطور که مسیر کاغذها رو دنبال میکنم ، میبینم میرسه تو

آشپزخونه ، آخرین برگ روش نوشته :

” آشغالا رو بزار دم درب ”

مامان خلاقه دارم؟


@SAMAN@
@SAMAN@
امروز یه دختر تو دانشگاه بهم نخ داد سریع آوردمش خونه . . . . . . . . .. دکمه پیرهنم که افتاده بود رو دوختم واااااااااای بر منحرفان وااااااااااااااای بر ناپاکان

@SAMAN@
@SAMAN@

@SAMAN@
@SAMAN@
کار از ابرو و شلوار قرمز و گوشواره گذشت…
امروز یه پسره رو دیدم وسط دعوا داشت جیغ میزد

صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 54.225.59.14