4.jpg 7.jpg 6.jpg 5.jpg
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

ИØØИЄ... ردی از من نیست که من هیچم..بی نهایت صفر میخواهد که بشماری مر.. [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
آروم و عادي
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
14 کاربر
194 پست
138 دیدگاه
8750 امتياز
1399-01-03 [0 سال ]
m -

مدال ها و افتخارات

دنبال شدگان

گروه های من

برچسب های شخصی

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

چه دوري چه دور...
شکوفه اي نيامد ارغوان کجايي
من غروبِ تلخ ِ عصرِ سردِ جمعه ھاتم...

تو رفته يادت و کرانه ھا سقوط آسمونو مژده دادن..
چه جالب نه تو ميدوني من ھستم نه من
منم يه زنده ميون مرده ھاتم...

آه تلخ ِ وقتي حتي غم نداري..
پوچي ھيچي ھيچي کم نداري ...

آخرِ مذھب اولِ بينشِ آخرِ علم اولِ معرفت...

تو نميدوني گناه بچه ھا نگاهِ باباھا نيست
چقدر خراب کردي به اميدِ آباداني...

ھرچه ميزنم غرورتو نميشکني
چه مومنانه صدات ميکنم چه ظالمانه نميشنوي...

من و تو مثل ھميم با ھم ميايم...



2 دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:45
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    12 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

عاليجناب منم متھم
من خيلي وقته منتظر ترکيدن بغضمم...

بيام و سالھا توو بغلت گريه کنم
قول بده پاي قولات بموني
نباشي که نميشه متافيزيکِ من
پشتتم...

توو خونه ھاي شھر درد و توو محله ھا يه نوجوونِ آشنا با پيرھنِ سفيد
خوابيده توي تابوتِ سياه..

دار سجده ميکنه به گردنِ عدالت
توو چرک گم شدن آدما لا کثافت...

دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:42
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    12 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

دَردِ دُردِ پيرِ مغان و به جون خريدم و آگاھي داد بھم
به حکمتِ خسرواني تا به نورِ سبزِ آخرين اَلستت..

اولين بار به جرم عشق تو "برصيصا" شدم
به مسلخ ِ تلخ ِ بلخ ِ خودم...

کاش دھاتِ ما بشينه به ثمر قند بشه بشه سمرقند
به يغما نره تمام حرفا
بشه
پر وا بي پروا...

داره خاموش ميشه اينجا
فراموش ميشه اينجا...

فراموش خانه ھوش ميشه اينجا
مُھره مِھره "زُھره" زَھره ترکوند توو دلِ "ليليت"ُ رفت توي شَھره شُھره ساخت
شَھره نو...

گفت باط ُمط ُراق سِحرِ سَحَر ستاره ھاست
بوعلي با توغل و توکل بھم گفت ھمش دروغه..

طاقت بيار
گفت "ولي نعمت شاه" اينجا جنگِ فِطرت ھاست..

اما ميتوان شنيد و نميتوان گفت...


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:41
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    13 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

من نمادِ بغضِ چرکِ لبخندتم
پريشونم شاعرم شوريده ام..

مست و کج و کولم دست خطتم
دُورِ تو سماع ميکنم ھم دردتم...

چه فايده
چجوري روز رو ميشه توصيف کرد براي شب براي تو..

براي اونايي که مشتاق رسيدن شبن
و مني که بي تو چه بي ھمه ترم...

تنم چه زخم ميشه توو نبوده بودنت
کاش جھانو از ديدِ من ميديدي ..

آي ملت ھفتادوسوم کجاييد
آگارتا بياييد...


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:39
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    14 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

اين ھمه سفال اين ھمه نمد شرحه شرحه با ھزار خاطره
و "ھفتمي" و آخري از اين سلوک..

ذره عالمه يا عالمه يه ذره
اين ھمه سوالِ بي جواب
پشتِ ذھن...
و تو شمشير ميکاري و درو ميکني سر
چه سر ھا که رفت به باد درراهِ تو
به شوقِ مھر...

مثل پاييز
مثل من
يه لرز توو تنِ لُختِ حسرت
يه منزوي پرت شده گوشه ي جھان در التماس وحدت...

چه بي حوصلم براي لذت نفھميدن
حوصله ندارم حتي خاکسترِ سيگارمو بتکونم...


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:37
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    14 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

من حتي وقتي پيشِتم دلم تنگته...


بودنت دردِ نبودنت چه تلخ...
سنگدل ميرقصه تيغ ِ تو رو رگ..

چه مادرھا که دِق شدن توو داغ بچه ھا
چقدر صدات زدم
چقدر نميشنوي..

چقدر دروغ بگم ازت ميونِ ھفته ھا
چه دوري و زمين توو زمانِ خوبي نيست....

شعله ھا نويدِ عشق ميدن و کاغذ ھا به شعله دل
گردن بي گناه رفت به روي دار در انتظارِ معجزه...

دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:36
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    10 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

"فنا" شدم به "جست و جو" به "عشق" به "معرفت" به "بي نيازي" به "توحيد" به "حيرت"

دواي من نه دستِ "عطار" بود نه "شمس" با شروعِ اين اگر...

بي مرام ببين درد داره ميشه لذت...

ايمان به سايه داره آفتاب پرست
چه شد که انسان مُرد؟

توبه توبه کردنت مومني نه گناه نکردنت
بي تفاوتي و ديدي که چگونه انسان مُرد؟

تو ظلم ميکني و مومني به خوبي
چه زيبا ظلم ميکني
چه کم طاقتم که زود ميشه جونمو گرفت...

بُکش منو ولي
ببين

تنھا دست ھا رو نبين فرق ِ بينِ مُچ و آرنج..

ربات ھاي پاييزي خون ھر نھال رو ريختن تا پاييز بياد و سرخ شه بھار نارنج...


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:34
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    12 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

دختران خودکشي شده به جبر و ظلم و اعتياد به رويا..
سرباز ھاي مرده زيرِ چکمه ھاي دنيا...

توو خاورميانه
مادرِ تمامِ رنج ھا...

بسترِ تمامِ فھم و درد و اشک و بغض و کُشته ھاي بي دليلُ
قدر کل تاريخ با ناله ھاي سنگين...

نشانه ھاي ياءس تفکري به آيه ھاي غمگين
و رقصِ تو ميانِ سايه ھاي رنگين...

اي رقاصِ پرده ھاي ناممکن
دردِ مشترکِ ما قفس نيست
شعورِ آزاديِ درونِ ميله ھاست...

تمام بذرھاي مانده در بِتُن
و رنج راکديِ گيوه ھاست..

من که محکمم و سخت اين جھان جھانِ جيوه ھاست...


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:32
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    12 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ

چه گم ميشه کودکي توو شھر آرزو کُش
آرزو؟
آرزو چيه؟ آرزو رو آرزو کُن!

مَرکَبِ جَھلِ مُرَکَب چيه کجاست
جابلقا و جابلصا

شوکران بده نفھممت "شھاب"
به "اشراق"ِ تو چه تيره تار ميزنم...

به باد بادک بگو که باد مُرد
زار ميزنه گندم که گندم زار مرد ..

بيا گريه کنيم به اين نبودنت
يارِ من به يارت بگو که يار مُرد...

دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:29
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    12 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
ZΞЯФ ᶠᵒʳᵉᵛᵉʳ
اين آخرين نامه است
نوشته شد با خونِ ھرچي عاشقِ به تو...

با خونِ برده ھا
با چشم ھاي پشت شيشه..
با دست ھاي سردِ زيرِ کت ھاي پوسيده
با نگاهِ تلخ ِ آزادي ازدرونِ نرده ھا...

اي حاکم
داس گردنِ گل ھاي لاله رو بريده...
عنکبوتِ دلرحمِ لاغرِ تفکرم
به دُورِ دست و پاي خودش تارھا تنيده...

خون به لبِ باغبون رسيده

تير بوسه ميزنه به قلبِ ھر کي جايِ جنگ بوسه خواست...
کافري به ديدنم
عادلي به بستنِ چشم ...

چه التماسي در نگاهِ ماست...

تا ابراھيم شدم تو بت شدي تا بت شدم تو ابراھيم
که زندگي ھمش ھمينه
گريه توو مفاھيم...

نوازنده،زخمه زن،نوازش کن
با ترکه ھاي خيست پشتِ اين مردِ بي پشتُ..

من ميبخشمت با ھر ضربه که زدي
شادي ھاي شاعرانه ھم غمه...


دیدگاه · · بروزرسانی · · · 1399/01/8 - 20:27
      از هـیـچ پـرم و سـرشـار از تـهـی ...

    12 نفر اين را مي پسندند
اشتراک دهندگان :
صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 18.232.188.251