54CD6EE6-6505-4E21-8375-0A828A61E50D.jpeg 89781C81-C34A-4C3D-9893-AF59C80C2DFB.jpeg C19E8A2A-ECEE-47F5-9653-7676F0E55FED.jpeg AE104BC1-2F5A-47A9-9FC1-F6B8A781D3E7.jpeg
اتابک

گاهی باید نوشت... گاهی باید برای "هیچ کس" نوشت... برای "من", زمانی .. [درباره]

مشخصات

موارد دیگر
آروم و عادي
اتابک
26 کاربر
337 پست
527 دیدگاه
6373.5 امتياز
1365-05-01 [34 سال ]
m - مجرد
معاف
نمی کشم
تنهایی

مدال ها و افتخارات

دنبال شدگان

گروه های من

بیشترین برچسب های استفاده شده

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "اتابک" به جامعه مجازي پارسه فیس دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

تبلیغات متنی

اتابک
اتابک

که جز تو با دگرم نیست، ذوقِ گفت و شنید.




[لینک ضمیمه]




C28FF7B7-8284-4D58-9BBF-43F49127A86B.jpeg

اتابک
اتابک

میدونی...خب از هر کی پرسیده بودم

گفته بود درد نداره..

منم با خیال راحت رفتم تو اتاق عمل

و منتظر جراحی

ولی باز ته دلم یکم استرس رو داشتم...

پرسیدم دکتر درد داره؟؟

گفت نه هیچی نمیفهمی خیالت راحت

فقط یکم این بیحسی درد داره

بعدش هیچی نمیفهمی

بی حسی رو که زد از شدت درد میخواستم داد بزنم حتی یادمه یه لحظه از حال رفتم

اما بعد که بیحس شد هیچی از عملی که

تیغ جراحی و بخیه داشت نفهمیدم...

میدونی دارم به این فکر میکنم رفتن یه سری آدما از زندگیمون خیلی درد داره

با رفتنشون داد میکشیم بیتابی میکنیم اشک میریزیم اما دیگه بعد یه مدت بی حس میشیم

بی حس نه مثل عمل من یکی دو ساعتا

تا آخر عمر بی حس میشیم

حالا بعد اون خیلیا بیان صد برابر بلایی که اون اولی سرمون آورد سرمون بیارن اذیت نمیشیم

چون انقدر بی حس شدیم که دیگه از رفتن هیچ احدالناسی درد نمیکشیم...

ان شالله تو زندگیتون هیچ رفتنی نباشه که باعث بشه درد بکشید ولی اگر هم شد نگران نباشید

درد بی حسیه رفتن آدماست.




54CD6EE6-6505-4E21-8375-0A828A61E50D.jpeg

اتابک
اتابک

[لینک ضمیمه]





یکی تو،که میانِ خنده هایت از یادم برده ای

یکی من که کاجی از تو، درخودم ریشه دوانده ام، همیشه سبز

یکی فاصله ک در شعر یک واژه است، اما در اینجا وسعتش کشیده بر دو سرزمینِ دور


یکی تو که یادت آشوبیست در دلها

یکی من که زبانم مومن است به فراموشی

اما دستهایم...

یکی درد که نهفته است در سکوت


یکی تو که بی شک بی گناهی وُ معصوم

یکی من، که جای هزاران نفر گناه کارم

یکی علاقه که تنها کتابِ بی پیامبر است


یکی تو که آخرین زنِ بازمانده از عشقی

یکی من که لاله لاله میچینم وُ آخرین برگ دوستم ندارد میماند


میدانم رفته ای، ای تن مرواریدِ نافرجام

اما برای حفظــِ غرورِ قبیله باید از دور باهم حرف بزنیم

پس یکی تو که روسری ب دست گره میزنی وُ خط شکنِ بادی

و یکی من که بویت را، پیچک ب پیچک ب بهار میدهم

همینطور دور و بی ربط باید باشد عشق در ما

این آخرین حربه است

89781C81-C34A-4C3D-9893-AF59C80C2DFB.jpeg

اتابک
اتابک

یک روزی، یک جایی،

آدم‌های هم فرکانس، همدیگر را پیدا می‌کنند!

می شوند دوست، رفیق...

آرام‌ می‌گیری با حرفهایشان؛

و بعد فکر میکنی کاش زودتر پیدا می‌شد!

حضور هیچکس در زندگی اتفاقی نیست.




C19E8A2A-ECEE-47F5-9653-7676F0E55FED.jpeg

اشتراک دهندگان :
اتابک
اتابک

خورانمت میِ جان تا دگر تو غم نخوری ...








[لینک ضمیمه]

AE104BC1-2F5A-47A9-9FC1-F6B8A781D3E7.jpeg

اشتراک دهندگان :
اتابک
اتابک


[لینک ضمیمه]

7323746C-7015-4D61-9C67-54F5FBD280A0.jpeg

اشتراک دهندگان :
اتابک
اتابک


[لینک ضمیمه]

512F2C16-6BAA-4254-AD70-F7F1D07190E4.jpeg

اشتراک دهندگان :
اتابک
اتابک

نشسته ایم روبه روی هم، صورتِ کوچکش چون هُما، نمادی از خوش اقبالیست،قفل کرده ام ب دیدنش،کوچک و دوست داشتنی...میگوید، یعنی خدایی ک تو میگویی انقدر زیبا و مهربان است، در دنیایی دیگر ما را میسوزاند؟ درچشمانش نگاه میکنم و در دلم میگویم، در هر دو دنیا تو خالقی..تو...میگوید،از زمانی که باورش را از دست داده است، ترس برایش بی معنیست،میگویم، لامروت، سنبله ی زیبایی، آنکه تورا ندارد باید بترسد، که نداشتنِ تو، یعنی ننگ بر زندگی، دنیا چیزی در چنته اش نیست، اگر تو را نداشته باشد،برای چه بخندد انکس که تورا ندارد تا نگاهت کند ای مماس بر قشنگی..تماشا یعنی تو، که تو، برزخی..دینی..باوری..اعتقادی و...تو خودِ دیدنی ای عطرِ خدا دیده

حواسم پرتِ اوست که میگوید، میشنوید؟ من مسیحی ام، شما مسلمانید؟

باید بگویم که من....من مسلمم به رویتِ تو

من میپرستم آنجارا که تو دعا میکنی، حتی اگر صلیبی سنگی باشد، باید بگویم که مومنم به مریمِ مقدسِ تنِ تو، تورا کدامین خدا اینگونه به تصویر کشیده است ای هاله ی بی رنگِ ستودنی..

نگفتم

اما با دیدنش شکی نداشتم که مسیح، حتما پسرِ خداست، کاش میپرسیدم که در دینِ تو

داشتنت چگونه است؟

کاش انقدر ساده از دینش نمیگفت، تا میدانستم که چگونه دست ب دعا شوم، به کدام آسمان بگویم که خواستن و نگفتن رنجی عظیمست

اگر میبینی یا میشنوی

سلام

به نامِ پدر، پسر و چشمانت، و دستانت، و گیسوانت، و زیبایی ات، و اشهدو ان تو، اشهدو ان لبخندِ زورکیِ گوشه یِ لبهایت، اشهدو انَ صدای گرفته ی اولِ صبحت

قد قامتِ نامت، که وقتی صدایت میزنم، هفت هشت چکاوک پر میزنند..


نگاهم میکند

میگوید، حواستان کجاست؟

میگویم، بوی جنگل می آید، میخندد، صلیبِ گردنش تکان میخورَد و میرود..

شب میشود، دراتاقم سجاده پهن میکنم، و تا اذانِ صبح

آیه به آیه میخوانمش..


9FD3E7C0-FA7C-4734-AD58-69E2A2CEF53A.jpeg

اشتراک دهندگان :
اتابک
اتابک

و عشق

چقدر می‌تواند وسیع باشد

که تنها با آمدن یک نفر

تمام قلبت را پر کند

جوری که دیگر جایی برای کسی نماند

و چه خوشبخت است آن کسی که

هم خود در قلب معشوق است

و هم معشوق در قلب او...







[لینک ضمیمه]






18BFE74C-DF42-4537-B392-97A2D5B8D83A.jpeg

اشتراک دهندگان :
اتابک
اتابک

قبول نداری خیلی معرکه است که از شر همه چی و همه کَس خلاص شوی و بروی جایی که هیچ‌کس تو را نشناسد؟ گاهی دلم می‌خواهد همین کار را بکنم.

2BB86EB3-5CF3-4C3E-B9AB-57EF0AE17D84.jpeg

اشتراک دهندگان :
اتابک
اتابک

مگه چند نوع نمك داريم كه اين همه نمك نشناس داريم


اشتراک دهندگان :
صفحات: 1 2 3 4 5
طراحي و اجرا: parsehost.in
جامعه مجازي پارسه فیس يک سايت کاربر محور است.
مديريت سايت مسئوليتي در قبال مطالب ارسالي کاربران ندارد.
آیپی (IP) شما: 3.235.75.174